| پاسخ به آقای مهدی ماهباز |
|
|
|
|
جناب آقای مهدی ماهباز با سلام و احترام اميدوارم پاسخ من به نامه شما به شرح زير كافی و روشن باشد... اشكال درك مقالات الف – ميدانم كه فهم نوشته هايم برای خيلی ناشنواها دشوار و يا غير ممكن است و نيز ميدانم كه تنظيم مقالات با جملات كوتاه و ساده كمك موثری به تفهيم مطالب به ناشنواها خواهد بود امّا استفاده از اين روش دو اشكال دارد : يك اشكال اين است كه چون بنابرعادت چندين ساله نوشته های من مختصر و فشرده و بدون حشو و روائد است ساده و خلاصه كردن آن در جمله های كوتاه جز با حذف قسمتهائی از مطالب ممكن نخواهد بود كه اين به معنای طرح ناقص موضوعات و در نتيجه ايجاد اشكال بيشتر در درك مقالات است اشكال ديگر اين است كه با يكبار تلاش آزمايشی در گذشته دريافته ام كه تنظيم مطالب با جمله های كوتاه خلاف عادت و روش چندين ساله ام كاری سنگين و وقت گير و غير عملی برای من است. ب – چون اردوان نوشته هايم را برای تايپ كردن با دقت ميخواند و در موارد لازم از من توضيح ميخواهد بطور كلی اشكالی در درك مقالاتم ندارد ولی او را امتحان نكرده ام و خلاف انتظار نيست اگر نكاتی هم برای او نامفهوم مانده باشد زيرا هرگز انتظار من اين نبوده و نيست كه همه مقالاتم را همه ناشنواهای باسواد بخوانند و صد در صد مطالب آنرا درك كنند. بطوری كه آمار سايت جوانان ناشنوای پيشتاز نشان ميدهد ديدار كنندگان اين سايت در ماههای آبان و آذر و دی و بهمن سال جاری تا امروز به ترتيب 1783 و 2457 و 1442 و 1466 نفر بوده اند حال اگر از اين عده فقط پنج نفر تمام مطالب مقالات مرا بخوبی فهيمده باشند كافی است زيرا در طول زمان آنها ناشر شفاهی مقالاتم برای ديگران خواهند بود و لذا اگر اين مقالات در حال حاضر برای ارتقاء سطح آگاهی جامعه ناشنوا به قدر كافی موثر نباشد ميتوان اميدوار بود كه در دراز مدت بتواند كاملا ً مفيد قرار گيرد مضانا ً به اينكه هدف ديگر از تهيه و انتشار اين مقالات روشنگری تاريخ ناشنوايان كشورمان است. شايستگی و نا شايستگی الف – در مقاله خود اظهار عقيده كرده ام كه شرط اصلی شايستگی برای عضويت هئيت مديره كانون "اجتماعی بودن" با مفهوم مشخص در مقاله است و يك شخص آگاه و تحصيلكرده ممكن است شخصی "اجتماعی" و "شايسته" باشند يا نباشند به عبارت واضح سواد و تحصيل حتما ً و قطعا ً با شايستگی همراهی ندارد. من دو ناشنوای به اصطلاح آگاه و تحصيلكرده را ميشناسم كه وجه اشتراك آنها "غير اجتماعی" بودن است و هر كدام از آنها بنابر روحيه و طرز فكر فردی خود سهمی در ايجاد نفاق و تفرقه در جامعه ناشنوا داشته اند و دارند يكی از آن دو نفر كه ابتدا به علت بی اطلاعی از قوانين ملی و بين المللی "آزادی بيان" را آزادی فحاشی به ديگران هم ميدانست بعد از اطلاع از اين نادانی خود به علت ترس و برای فرار از مسئوليت آغازگر و مروج سوء استفاده از اينترنت با سم پاشی و ناسزاگوئی ضمن نامه های با امضای مستعار گرديد و در اين راه تا آنجا پيش رفت كه عكس العمل جامعه ناشنوا را عليه خود برانگيخت تا حدّی كه مسئولان كانونهای ناشنوايان سراسر كشور ضمن قطعنامه پايانی گردهم آئی مورخ اسفند 1387 خود در اصفهان اين سوء استفاده از اينترنت را تقبيح و محكوم كردند و بنابراين هر چند در حال حاضر صاحبان وب كه به مسئوليتهای قانونی و اخلاقی خود توجه كافی دارند اين قبيل نوشته ها را از وب خود حذف ميكنند علاوه بر اين با افزايش آگاهی جامعه ناشنوا اين نوع سم پاشی اينترنتی كهنه و بی اثر شده است ولی تجربه مذكور نشان ميدهد كه اين قبيل اشخاص "آگاه و تحصيلكرده" عناصری شايسته نيستند البته نبايد اشتباده شود من نميگويم هر شخص تحصيلكرده حتما ً "غير اجتماعی" يا "ضد اجتماعی" و ناشايسته است و اينراهم نميگويم كه هر شخص كم سواد حتما ً "اجتماعی" و شايسته است. چون مفهوم "اجتماعی بودن" ضمن مقاله ام درباره شايستگی تشريح شده تكرار آن در اينجا لزومی ندارد. ب - هئيت مديره و رئيس فدراسيون جهانی ناشنوايان در انجام وظايف خود از نظر كارشناسان استفاده ميكنند و مسئوليت انجام امور اداری و دبيرخانه فدراسيون را هم يك "دبير اداری" به عهده دارد. در اساسنامه كانون ناشنوايان ايران يك دبير كل به عنوان مسئول امور علمی و تحريری و نيز پنج مشاور واجد شرايط برای هئيت مديره پيش بينی شده و بنابر اين اگر اعضای هئيت مديره كم سواد ولی "اجتماعی" با مفهوم مورد نظر من باشند ميتوانند با انتخاب يك دبيركل و پنج مشاور واجد شرايط وظايف خود را بخوبی انجام دهند. انتشار اشعار من سايتهائی را كه اشعاری را برای ناشنوايان منتشر ميكنند نديده ام و بطور كلی با آشنا كردن ناشنواها با ادبيات و اشعار و شاعران بزرگ كشورمان موافقم ولی بهتر است بجای انتشار تدريجی ديوان كامل يك شاعر مثلا ً شاهنامه فردوسی شاعران بزرگ با نمونه های جالب و قابل فهم از اشعار آنان در يك يا دو صفحه معرفی شوند. نفاق بطوری كه قبلا ً در جای ديگر نوشته ام نفاق يكی از آثار و مظاهر نا آگاهی و عقب ماندگی است زيرا اشخاص عموما ً با روحيه فردی و غير اجتماعی و فقط به سبب ناشنوائی به سازمانهای موجود ناشنوايان ملحق ميشوند و يا سازمان تشكيل ميدهند و با روحيه فردی و خصوصيات غير اجتماعی مرتكب اعمال و رفتاری ميشوند كه با دوستی و اتحاد كه هدف اصلی از تشكيل هر سازمانی است تعارض و مغايرت دارد. اين درد بزرگی است كه با تدابيری در طول زمان : قابل در مان ميباشد ونظرياتم را برای درمان اين درد احمالا ً در يك مقاله نوشته ام و طرح تفصيل اين درمان در جائی مناسب خواهد بود كه به قبول و اجرای آن علاقه و اشتياقی باشد. برنامه ريزی در مورد برنامه ريزی برای فعاليت و اقدام در جهت وصول به هدفهای مشترك كه قسمت اوّل مديريت علمی هر سازمانی ميباشد تا آنجا كه ميدانم سه كانون استان در حدود مقاصد معين خود طرز اداره قابل قبول و مناسبی دارند. راهنمائی و كمك برای مديريت علمی كانونها از جمله برنامه ريزی وظيفه اصولی فدراسيون با اتحاديه كانونها يعنی كانون ناشنوايان ايران است كه خود گرفتار بحران ميباشد. موضوع اختلاف نه من و نه اردوان با اعضای كانون عموما ً اختلافی نداشته و نداريم. عملكرد تعداد انگشت شماری از اشخاص با روحيه فردی و غير اجتماعی خود پی آمد های زيان باری داشته كه به تفصيل در مقالاتم مشخص شده است و با مطالعه آن جواب ما را به سئوال خود خواهيد يافت و برای تكميل اطلاعات خودتان هم اگر از طرف مقابل جز فحاشی و اهانت حرف قابل توجهی ديديد به من اطلاع دهيد كه پاسخ دهم. زبان اشاره استاندارد مقالات منتشره در سايت جوانان ناشنوای پيشتاز درباره زبان اشاره استاندارد غالبا ً ديدگاه و نظريات فدراسيون جهانی ناشنوايان است كه مورد قبول من ميباشد زيرا هم منطقی است و هم تجربه كشورمان صحت آنرا تائيد ميكند. اصول ديدگاه فدراسيون جهانی ناشنوايان درباره زبان اشاره به قرار زير است : 1- زبان اشاره قابل قبول از نظر فدراسيون جهانی ناشنوايان زبان اشاره طبيعی ناشنواها است. 2- زبان اشاره طبيعی ناشنواها مشتمل بر دستور زبان و علائم اشاره ساخت ناشنواها است و تغييرات آن بنابرتحولات فرهنگی و مقتضيات حق جامعه ناشنوا است و دخالت دولت برای تغيير در زبان اشاره طبيعی و لو با كمك چند نفر ناشنوا قابل قبول نيست. 3- حاصل كنار گذاردن دستور زبان اشاره طبيعی و جمله سازی با علائم اشاره بر طبق دستور زبان گفتاری و نوشتاری جامعه يك زبان اشاره مصنوعی است كه قابل فهم برای ناشنواها نميباشد. 4- هر گونه الزام و اجبار جامعه ناشنوا به انصراف از زبان اشاره طبيعی خود و پذيرش يك زبان اشاره مصنوعی يا تغيير در علائم اشاره نقض حقوق بشر زبانی اشخاص ناشنوا است. بنابر اصول مذكور چون عبارت "زبان اشاره استاندارد" در كشور ما از لحاظ نظری و عملی به معنای يك زبان اشاره مصنوعی است زيرا زبانی است كه با علائمی ناشناس برای اغلب ناشنواها به عنوان علائم استاندارد و سر هم كردن علائم بر طبق دستور زبان گفتاری و نوشتاری (كه آنهم برای اغلب ناشنواها ناشناخته و يا نامانوس است) ساخته شده است و استفاده از اين زبان مصنوعی در برنامه های تلويزيونی به معنای اين تكليف به ناشنوا ها است كه : ((زبان اشاره طبيعی خودت را كه غلط و نادرست است كنار بگذار و زبان اشاره مصنوعی ساخت ما را ياد بگير.)) و چون اين تكليف منطقا ً مضحك ، شاق و غير عملی است و از نظر حقوقی هم نقض حقوق بشری اشخاص ناشنوا ميباشد لذا اگر قرار باشد در حمايت صميمانه از حقوق جامعه ناشنوا خواهان رعايت ديدگاه اصولی فدراسيون جهانی ناشنوايان درباره زبان اشاره باشيم بايد خواستار آن باشيم كه : اولا ً – در ارتباط دستی يا اشاره ئی استفاده از دستور زبان گفتاری و نوشتاری بجای دستور زبان اشاره طبيعی از لحاظ نظری و عملی منع و ترك شود. ثانيا ً – از معرفی علائم اشاره طبيعی به عنوان علائم اشاره غلط و علائم اشاره استاندارد به عنوان علائم درست اجتناب شود و بجای دو عبارت غلط و درست از عبارات "علائم اشاره معمول" و "علائم اشاره پيشنهادی" استفاده شود. ثالثا ً – در برنامه های تلويزيونی اشاره گرها ترجمه كلمه به كلمه يا تحت النفظی را كه خواه ناخواه تبعيت از دستور زبان گفتاری و نوشتاری است ترك نمايند و بجای آن با ترجمه مطالب بطور آزاد از زبان اشاره طبيعی و دستور زبان آن استفاده نمايند البته در اين ترجمه به زبان اشاره طبيعی استفاده از علائم استانداردی كه وسيعا ً مورد قبول جامعه ناشنوا قرار گرفته بلامانع خواهد بود. ديدار و گفتگوی حضوری من ديدار احتمالی و گفتگوی حضوری را مفيد و سازنده ميدانم. با آرزوی سلامتی خسرو گيتی 27/11/1388 |
| < قبل | بعد > |
|---|



